تبليغاتX
غریبه ترین اشنا - وقتی....

غریبه ترین اشنا

به نام پروردگار اميدسپيد

وقتي ديديم تو چشمات
يه دنيا غم نشسته
بغض سياه حسرت راه گلوتو بسته
براي اخرين بار دست منو گرفتي
وقتي هنوز نرفته بهونه مي گرفتي
وقتي  تو گفتي نرو
گريه امونم نداد
وقتي مي خواستم بگم
مي خوام بمونم باهات
به جاده دل سپردم
غم ها رو با تو بردم
منو بردي ز يادت
مني که بي تو....

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت10:36 بعد از ظهرتوسط رزا(سپیده) | |