امروز رفتم لب حوض تا شايد ماهي تنهايي خيال را ببينم نگاهي در اب انداختم ديدم سايه کلاغ بد ترکيب را در اب دريافتم که بايد فراموش کنم خيال و روياي بيهوده را; چون هر رويايي کلاغي دارد....
+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت1:10 قبل از ظهرتوسط رزا(سپیده) |
|