تبليغاتX
غریبه ترین اشنا

غریبه ترین اشنا

به نام پروردگار اميدسپيد

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست

و دلم بس تنگ است.

بی خیالی سپر هر درد است.

باز هم میخندیم.

انقدر میخندیم که غم از رو برود...

(چه حال و هوایی داره مصدق ارامش میده به ادم با شعراش)

+نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت0:26 قبل از ظهرتوسط رزا(سپیده) | |