بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ،بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ، نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن ، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ،اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم ، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالي كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه ايست که پذيرنده ي نفرت توست...
+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت0:26 قبل از ظهرتوسط رزا(سپیده) |
|
فردا تولد يکي از زيباترين گلهاي دنياست. 18سال پيش در چنين روزي يک گلي شکفت و شد تک گل قلب من. مونا جونم تفلدت مبارک. صد ساله باشي.... هميشه کنارم باشي... به ارزوهات برسي... خِِِِِِِِِيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييلي دوست دارم.
+نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت0:48 قبل از ظهرتوسط رزا(سپیده) |
|
وقتي ديديم تو چشمات يه دنيا غم نشسته بغض سياه حسرت راه گلوتو بسته براي اخرين بار دست منو گرفتي وقتي هنوز نرفته بهونه مي گرفتي وقتي تو گفتي نرو گريه امونم نداد وقتي مي خواستم بگم مي خوام بمونم باهات به جاده دل سپردم غم ها رو با تو بردم منو بردي ز يادت مني که بي تو....
+نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت10:36 بعد از ظهرتوسط رزا(سپیده) |
|
بذار از تنهايي اين روزهاي بدون تو بگم.کم کم دارم باور ميکنم که بي تو دارم زندگي ميکنم وطناب ارزوهامو از بام اومدنت ببرم. تو رفتي و من شاعر شدم.چه اهميتي داره که تو شعر هاي من و مي خوني يا نه.چه اهميتي داره که شعر هاي منو نمي خواي يا اصلا" منو ميخواي. تمام ترانه هام فداي غرورت.دلم روشن است که دلت براي دلم تنگ مي شود. مي بيني چقد دلم خوش به خيالت.بذار بگم که هنوز از اين دلبستگي ساده دل نبريدم.با اينکه مثل روز برام روشن اومدنتو با خودم به گور ميبرم.فقط خواستم از تو بگم براي اخرين بار,تا نگي که عشقم رنگ تکرار داشت.......
+نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت0:57 قبل از ظهرتوسط رزا(سپیده) |
|